chantant پزشکی اورژانس کوهستان پایگاه اورژانس

chantant: پزشکی اورژانس کوهستان پایگاه اورژانس اورژانس بیمارستان سقوط جوان اطراف ساوه کوهستان

گت بلاگز وب‌گردی فرزندانمان هنوز هم شوکه‌اند

چندی پیش خبری تکان‌دهنده از شکنجه و آزار کودکان اوتیسم در یک مرکز آموزش و نگهداری در مشهد رسانه‌ای شد.

فرزندانمان هنوز هم شوکه‌اند

به گزارش گروه وبگردی گروه تحریریه سایت جوان؛ چندی پیش خبری تکان‌دهنده از شکنجه و آزار کودکان اوتیسم در یک مرکز آموزش و نگهداری در مشهد رسانه‌ای شد؛ آزار و اذیت کودکان مبتلا به بیماری اوتیسم آن هم در یک موسسه بازتوانی که گفته می‌شود مجوزی جهت فعالیت نداشته هست. ضرب و شتم منجر به شکستگی، واکنش‌ها غیرانسانی و خشن با کودکان تحت آموزش ازجمله اتهامات وارد شده است بر این مرکز بازتوانی هست. اتهاماتی که به گفته مسئولان قضائی استان خراسان رضوی در صورت اثبات با برخورد جدی قضائی همراه خواهد بود. تاکنون دو نفر در ارتباط با این پرونده بازداشت شده‌اند و تحقیقات در خصوص این پرونده از سوی دستگاه قضائی خراسان رضوی ادامه دارد.
این پرونده تکان‌دهنده با اعلام شکایت یکی از خانواده‌ها از یک موسسه نگهداری و آموزش کودکان اوتیسم شروع و بعد از چند روز با چندینه شکایت مشابه دیگر هم از این موسسه با عنوان آزار و اذیت کودکان مددجو مطرح شد. خانواده‌های این کودکان مدعی بودند که فرزندان اوتیسمی آنها قربانی برخورد غیرانسانی مسئولان این مرکز شده‌اند. مسئولان بهزیستی خراسان رضوی هم فقدان مجوزهای مورد نیاز این موسسه را جهت پذیرش کودکان مبتلا به اوتیسم تأیید و تعداد مددجویان این مرکز را ٦ کودک مبتلا به اوتیسم اعلام کردند که از این تعداد فقط خانواده سه کودک از این مرکز شکایت کرده‌اند. در همین حال معاون امور اجتماعی و پیشگیری از جرم دادسرای مرکز استان خراسان رضوی از دستگیری دو نفر از مسئولان این موسسه به اتهام کودک‌آزاری، خشونت و ضرب‌و‌جرح و ادامه تحقیقات در خصوص این پرونده خبر داد.

عبارات مهم : اوتیسم
حالا با گذشت حدود یک ماه از نخستین شکایت از این مرکز توانبخشی، تعداد شاکیان این پرونده به ٦ خانواده رسیده هست. پدر و مادرهایی که همگی از بروز خشونت و واکنش‌ها غیرانسانی این موسسه با کودکان مبتلاي اوتیسمی‌شان شکایت دارند؛ ٦ خانواده‌ای که حالا منتظر آخر تحقیق و بررسی مراجع قضائی هستند. زن مختاری یکی از شاکیان این پرونده هست. مادری که به گفته خودش از ٦ ماه پیش بعد از عوض کردن واکنش‌ها غیرعادی پسرش به کارها این مرکز مشکوک شد و پیگیر این پرونده شد. در ادامه گفت‌وگوی «شهروند» با او را می‌خوانید.
شما چه زمانی از این موسسه شکایت کردید؟
حدود ٦ ماه پیش بود که متوجه عوض کردن رفتار‌های پسرم شدم. عنوان را پیگیری کردم و از طریق یکی از مربیان این مرکز در جریان رفتارهای غیرانسانی و خشن این مرکز با بچه‌ها قرار گرفتم. دقیقا ١١ دی ماه ‌سال ٩٥ بود که شکایت را مطرح کردم.
پسرتان چند ‌سال دارد؟
٤ساله است.
از چه طریقی با این موسسه آشنا شدید؟
من از کرج به مشهد مهاجرت کردم. به همین علت دنبال مرکزی جهت توانبخشی پسرم بودم. متاسفانه یکی از پرسشها اساسی همین نبود مرکز معتبر در مشهد هست. هیچ اطلاعاتی وجود نداشت. من چند روز از طریق اینترنت دنبال مرکز مناسب جهت مبتلایان به اوتیسم بودم، شاید باورتان نشود، ولی ١١٨ مشهد هم شماره‌ای از یک مرکز توانبخشی نداشت. تا این‌که من به صورت کاملا اتفاقی با خانمی آشنا شدم که کودک مبتلا به اوتیسم داشت. از طریق آن زن با این مرکز آشنا شدم و بعد از آن رادتین را در این مرکز ثبت‌نام کردم.
چگونه متوجه شدید که در این مرکز با کودکان بدرفتاری می‌شود؟
بعد از گذشت مدتی من متوجه عوض کردن واکنش‌ها پسرم شدم. ابتدا فکر می‌کردم به علت آموزش‌ها و تمرین‌ها هست؛ چون شرایط کار درمانی و توانبخشی با مبتلایان به اوتیسم کمی تفاوت دارد و چندبار هم با همان خانمی که این مرکز را به من معرفی کرده بود، در ارتباط با این عنوان صحبت کردم، ولی او هم همین را گفت. با وجود اين من پسرم را بعد از ٥٠ روز از این مرکز خارج کردم.
یعنی پسرتان فقط ٥٠ روز در این مرکز توانبخشی بود؟
نه متاسفانه؛ مسئولان این مرکز با زبانی چرب و نرم و استناد به مسائلي که تا حدودی جهت من هم قابل قبول بود، پسرم را دوباره به این مرکز برگرداندند. من سه‌بار پسرم را از این مرکز گرفتم تا این‌که بالاخره از طریق یکی از مربیان همین مرکز در جریان واکنش‌ها غیرانسانی مسئولان این مرکز با بچه‌ها قرار گرفتم. از همان موقع شروع به جمع‌آوری مستندات جهت شکایت کردم. با هر نهاد و شرکت مسئولی هم تماس گرفتم؛ از اورژانس اجتماعی گرفته تا شرکت نظام پزشکی، شرکت بهزیستی و پلیس ولی جوابی نگرفتم. متاسفانه دیر اقدام‌کردن نهادهای متولی باعث شد تا اعمال و واکنش‌ها خشن مسئولان این مرکز چند ماه ادامه داشته باشد.
شکایت از این مرکز به کجا رسیده است؟
حدودا ٣ماه طول کشید که با مسئولان این مرکز برخورد شود. اردیبهشت‌ماه بود که پلمپ شد، ولی متاسفانه بعد از مدتی کوتاه دوباره به فعالیتش ادامه داد. الان هم که براساس شهادت دونفر از مربیان سابق همین مرکز، دونفر در این ارتباط بازداشت هستند. دکتر محمد بخشی‌محبی معاون امور اجتماعی و پیشگیری از جرم دادسرای مرکز استان خراسان‌رضوی هم با جدیت دنبال این پرونده هستند.
شما مشخصا به چه اتهامی از این مرکز شکایت کرده‌اید؟
ضرب و جرح، برخورد خشن و کودک‌آزاری. ضمن این‌که هیچ‌کدام از مسئولان این مرکز مدرک و صلاحیت فعالیت در مرکز توانبخشی را ندارند. مسئول این مرکز با مجوز فرد دیگری فعالیت می‌کرده و مربیان این مرکز هم هیچ‌کدام مدرک مرتبطی ندارند. از لیسانس گرافیک گرفته تا حسابداری. تاکنون به جز من ٥ خانواده دیگر از این مرکز شکایت کرده‌اند و تحقیقات از سوی قوه‌قضائیه در این خصوص ادامه دارد.
پسرم ٢ بار جراحی شده
من از یک‌سال پیش به فعالیت این مرکز مشکوک شدم. از همان موقع که پای پسرم شکست، می‌خواستم شکایت کنم ولی مسئول این مرکز به قدری ظاهری موجه داشت که اعتماد همسرم را کاملا جلب کرده بود. من هم چند ماه پیش متوجه شدم که در این مرکز چه بلایی سر فرزند آمده هست. اینها بخشی از صحبت‌های یکی دیگر از شاکیان این پرونده هست. مادری که به گفته خودش هنوز هم در شوک رفتاری است که این مرکز با بچه‌های اوتیسمی انجام داده است:
شما به چه علت از این موسسه شکایت کرده‌اید؟
شکستگی پای پسرم و دروغ‌هایی که در این مدت از سوی مسئولان این مرکز به من و همسرم گفته شده است است.
چه زمانی این اتفاق جهت پسر شما افتاد؟
شهریور‌ سال گذشته بود که به ما خبر دادند که پسرم پایش شکسته هست. مسئولان این مرکز به ما گفتند که این اتفاق در سرویس بهداشتی رخ داده هست. کف سرویس لیز بوده و او سُر خورده است.
الان وضع جسمانی پسرتان چطور است؟
تاکنون ٢بار جراحی شده است هست. حدود یک‌ماه دیگر هم باید جهت بار سوم به اتاق عمل برود تا پلاتین را از پایش خارج کنند.
شما آیا همان یک‌سال پیش از این مرکز شکایت نکردید؟
چند روز اول که در شوک بودیم. هنگامی که جراحی اول پسرم تمام شد، من و پدرش همراه با دکتر معالج عکس‌های شکستگی را بررسی کردیم، معلوم بود که این شکستگی ربطی به زمین‌خوردن ندارد. از طرف دیگر، مدیر این مرکز بی‌نهایت خوشرو و خوش‌برخورد بود. ظاهر این آدم اصلا نشانی از خشونت آن هم علیه کودکان اوتیسم نداشت. ضمن این‌که اعتماد همسرم را هم جلب کرده بود، به همین علت از شکایت منصرف شدیم. البته من دل‌چرکین بودم و می‌دانستم که اتفاقی جهت پسرم افتاده و ما از آن بی‌اطلاع هستیم. البته بعد از آن اتفاق من فرزندم را کمتر به این مرکز بردم.
چه زمانی متوجه اصل ماجرا شدید؟
حدود چند ماه پیش بود که خانمی با من تماس گرفت. او مرا در جریان قرار داد. بعد از آن هم با هم ملاقات کردیم و یکی از مربیان این مرکز هم ماجرا را تعریف کرد. او به‌عنوان شاهد در برابر معاون دادستان مشهد ماجرا را تعریف کرد. من و همسرم هم از این مرکز و مسئولان آن شکایت کردیم تا جایی که من اطلاع دارم، تاکنون افراد دیگری هم از این مرکز شکایت کرده‌اند. ما منتظر برگزاری دادگاه هستیم.

منبع:شهروند

فرزندانمان هنوز هم شوکه‌اند

انتهای پیام/

واژه های کلیدی: اوتیسم | پرونده | اوتیسم | کودکان | خانواده | مسئولان | خانواده | توانبخشی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog